دوازده. شرایط سخنران
129 بکوشید که از انگیزه ها و خواسته های شنوندگان خود و اطلاع داشته باشید تا سخنان شما با این انگیزه ها و خواسته ها تناسب لازم را داشته باشند . مثلا اگر می دانید که مخاطبتان خواستار مسائل «اخلاقی » را مطرح و بازگو کنید . چنانچه می دانید که مخاطبتان شما خواهان مباحث «هنری » هستند، از «هنری » برای آنان سخن بگویید . وسعی کنید که با ظرفیت روحی آنان با «مسائل عرفانی » متناسب نیست، از پرداختن به این گونه مسائل خودداری ورزید و یا پس از زمینه سازیهای لازم و فراوان، به آنها بپردازد .
130 یکی از مواردی که توجه و علاقه شنوندگان را به خود جلب می کند، خوش تیپی و خوشرویی و خوشخویی سخنران است . از این رو، باظاهری آراسته، لباسی پاکیزه، بدنی معطر، چهره ای گشاده ولبانی متبسم به سوی کرسی سخن گام بردارید و با اخلاقی خوش سخن بگویید .
131 باید در سخن گفتن آنچنان ورزیده باشید که اگر به شما بگویند در ده دقیقه سخنرانی کنید، بتوانید; وچنانچه به شما بگویند در صد دقیقه سخنرانی نمایید، باز هم بتوانید .
132 اگر بیمار هستید و فی المثل سرما خورده اید، یا سخنرانی نکنید، و یا به شنوندگان خود و در آغاز سخنرانی تان مثلا چنین بگویید: «از اینکه سرما خورده ام و سینه ام گرفته است، از شما حضار گرامی عذر می خواهم . امیدوارم که به بزرگواری خودتان مرا عفو بفرمایید» ، و سپس سخنرانی خود را آغاز تا نمایید تا بیماری تان سخنان شما را تحت الشعاع خود قرار ندهد .
133 چنانچه در سبک و شیوه سخنرانی از کسی، مثلا از «مرحوم فلسفی » یا «شهید مطهری » و یا «مرحوم کافی » ، تقلید می کنید و در آغاز راه سخنوری هستید، این کار مانعی ندارد; ولی بکوشید که به مرور زمان، آن را ترک نماید و خودتان دارای سبک و شیوه ای خاص شوید; زیرا اگر همانند شیوه «مرحوم کافی » و حتی بهتر از ایشان سخنرانی کنید، مخاطبتان بهترین جمله ای که در حق شما خواهند گفت این است: «فلانی نظیر"مرحوم کافی" و به سبک او سخنرانی می نماید» .
134 در کرسی سخن، بر اساس، حب و بعض شخصی، سخنان و افکار دیگران را رد نکنید . به طور مثال، اگر می خواهید سخنان و افکار کسی را که در جناح فرهنگی یا سیاسی مخالف شماست، نقد بزنید و رد بکنید، ببنید آیا واقعا چنانچه همین شخص در جناح موافق شما بود، همین کار را نیز می کردید یا اینکه از عیب و ضعف او گذشت می نمودید و روی آن سرپوش می گذاشتید .
135 بایسته است که ابعاد و جوانب مختلف سخنان خود را در نظر بگیرید و عکس العملهای گوناگون در مورد موضوع و محتوای سخن خود را بسنجند و در هر صورت، سخته و سنجیده سخن بگویید . مثلا آمار و اعداد مربوط به یک موضوع را یا سنجیده و دقیق بگویید و یا از ذکر آن خودداری کنید و به جای عدد، به کلماتی از قبیل «جمعیتی بسیار» ، «عده ای زیاد» و «تعداد فراوان » بسنده نمایید و به جای اینکه بگویید: «در مراسم تشییع"دکتر حمیدی" هزارها تن شرکت کردند» ، بگویید: «در مراسم تشییع " دکتر حمیدی" جمعیت بسیار شرکت کردند» .
136 داشتن ترس و لرز، دلهره، ضربان شدید قلب و تکان خوردن دست و پا در آغاز سخنوری امری طبیعی است . از این رو، یاس را به خود راه ندهید و سخنوری را آن قدر تجربه و تمرین کنید تا این ترس و دلهره شما کاملا از بین برود و یقین بدانید که از بین خواهد رفت .
137 بایسته است که برتری علمی و یا ویژگی دیگر خود را به رخ شنوندگان نکشید و خویشتن را برتر از آنان ندانید .
به طور نمونه، به شنوندگان خود نگویید: «من که بیشتر از شما درس خوانده ام; من که بیشتر از شما دانشگاه بوده ام; من که مجتهد هستم; من که فوق تخصص دارم به شما می گویم که این کار را بکنید» . و از سوی دیگر نیز در سخنرانیهای خود هرگز شکسته نفسی نکنید، مگر آنکه ضرورتی در این کار باشد . مثلا به مخاطبان خود نگویید: «من که سوادی ندارم; من که کاره ای نیستم; من که پیشیزی ارزش ندارم; کسی که برای من تره هم خرد نمی کند» . و باید توجه داشته باشید که شکسته نفسی همواره بر تواضع گوینده آن حمل نمی گردد و گاه جلوه هایی از تکبر و ریاکاری ظریف و حنیف نیز در آن دیده می شود .
ادامه مطلب